یادگار ،می نای سابق

دمای ۱۲- !!!!

خونه باغ پر از برفه و یخبندان ولی شومینه روشن و گرم

و همه ی فکرم پیش مردم همیشه مظلوم و حالا بدون گاز 😔

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۱ساعت 23 نويسنده ஜ♣ مــ ـی نا ♣ஜ |

ما را عجب غمیست

که گفتن نمیتوان ...

+ تاريخ شنبه هفدهم دی ۱۴۰۱ساعت 17 نويسنده ஜ♣ مــ ـی نا ♣ஜ |

نمیدونم الان باید چطوری بگم و بنویسم

فقط برات آرزوی موفقیت میکنم

چند سال رو کنار هم بودیم و خب روزای خوب و خوشی هم کنار هم داشتیم ، کلی جشن گرفتیم مسافرتها رفتیم و خیلی چیزای دیگه

ولی خب نشد که تا آخر این راه همسفر باشیم

الان به این باور قطعی رسیدم که من آدم زندگی متاهلی نبودم و نیستم ، تو خودتم خوب اینو میدونستی و باااااز هم پافشاری

قصه ما ساااالهاااا ورد زبون همه بود و فکر میکردن چه خبره

تموم شد سخت ولی شد

یک سال بیشتر گذشته ازش

و امروز تماس گرفتی و حلالیت طلبیدی و خداحافظی

البته کسی که باید حلالیت بطلبه منم نه تو ، خیلی اذیتت کردم و خیلی باهام راه اومدی ، ولی امروز نمیدونم چرا وقتی خداحافظی کردی بغضم گرفت ، بغضت گرفت

صدام زدی بغضم گرفت بغضت گرفت

وقتی گفتم موفق باشی ، بغضم گرفت بغضت گرفت

ولی جدای از همه اتفاقات ، الان برام عین یه دوست خوبی که هنوزم نگرانمی و برات مهمه که حالم خوب باشه

و حالا که دور و دورتر شدی منم نگرانتم و به خدا میسپارمت

خدایا میبینی ؟

یه روزی میگفتی نمیتونی یه لحظه ازم دور باشی و حالا فرسنگها دور شدی و رفتی

ولی خوشحالم برات ، و از ته دلم میخوام که حداقل اونجا آرامش و خوشبختی واقعی رو بدست بیاری

غربت سخته ولی زندگی جریان داره

پ .ن : یکی یکی دارن میرن ، امروز رامین ، چند صباح دیگه داداش گلم و یه روزی هم خودم

+ تاريخ شنبه دهم دی ۱۴۰۱ساعت 16 نويسنده ஜ♣ مــ ـی نا ♣ஜ |

و برف میبارد

و چقدررررر دلگیره امسال بارش برف ....😔

+ تاريخ چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ساعت 10 نويسنده ஜ♣ مــ ـی نا ♣ஜ |

یلدای گرامی ،نماد پیروزی نور بر تاریکی و چیرگی نیکی بر پلیدی

نباید به اندوه و سیاهی میدان داد

به سوی نور خیره باشیم و گام هایمان برای فردایی آباد و آزاد استوارتر بر خاک گران بار میهنمان ،ایران دل بندمان ردی از مهر برجا بگذارند

و نشانی بشوند برای فرزندان این آب و خاک تا فراموش نکنند که ما در سیاهترین شبها هم از نفس نیفتادیم

یلدا بر مردم مصیبت دیده و درد کشیده مبارک😔

امسال یلدا رو تنهای تنها سر کردم و نه سفره ای نه مهمانی و نه دورهمی

بمیرم برای خونواده هایی که جگرگوشه هاشون کنارشون نیستن

+ تاريخ پنجشنبه یکم دی ۱۴۰۱ساعت 19 نويسنده ஜ♣ مــ ـی نا ♣ஜ |

HOME
EMAIL
BLOGARCHIVE
POSTS

DAILY LINKS

رمان
parset
پس زمینه
یوفا
هفت آسمان
ایده های زیبا
آرشیو پیوندهای روزانه

ARCHIVE

خرداد ۱۴۰۴
بهمن ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
بهمن ۱۴۰۱
دی ۱۴۰۱
آذر ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۱
مهر ۱۴۰۱
شهریور ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
تیر ۱۴۰۱
فروردین ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آبان ۱۴۰۰
خرداد ۱۴۰۰
فروردین ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
مهر ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
تیر ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
آرشيو

CATEGORIES

مــ ـــی نا

FRIENDS

narsis
masoud
esteghlal
bahar
mashti&shuli
fahime
tayyebeh
seyed
hamid
elay
mohamad hosein
shokouh
bahoor
mohamad
roz
ali asghar
faezeh
farzad
soren
tannaz
mosafer kavir
rasa
elham
javad
zemestane
sam
heshmat
hesam
ali vafadar
zahra
shekofeh
siahkhan

RSS

Digital Clock - Status Bar